<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دست نوشته های یک دانشجوی بسیجی</title>
<link>http://forsatedidar.blogfa.com</link>
<description>پاورقی هایی برای جامعه من</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 12 Jan 2012 18:54:51 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>حجاب به سبک حاج رضوان</title>
<link>http://forsatedidar.blogfa.com/post-203.aspx</link>
<description>محمد رضا در وبلاگ نگرانی نوشت: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با عرض سلام خدمت دوستان گرامی متن زیر بخشی از مصاحبه مسعوداسداللهی کارشناس مسائل خاورمیانه ،درمورد زندگی شهید حاج عماد مغنیه درگفتگو با هفته نامه پنجره است. این خاطره کوتاه در شرایط امروزکشورکه دولت دهم درپاسخ به ندای رهبر انقلاب مسئله فرهنگ رادرسرلوحه کارخود قرارداده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و جامعه از نگاه های سلبی و سطحی در برخورد با این معضل رنج می برد می تواند راهنمای بسیار خوبی برای همگان باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;.....می‎خواهم خاطره‎ای از شهید عماد برایتان نقل کنم. برادرانی که اولین‎بار به لبنان می‌روند و برای اولین مرتبه‎ وارد منطقه ضاحیه که منطقه نفوذ و سیطره حزب‌الله است، می‌شوند جا می‌خورند. می‌بینند که این منطقه دختران بی‌حجاب دارد و بسیاری از خانم‌ها بد لباس هستند. تعجب می‌کنند که حزب‌الله چگونه با این همه قدرت، اجازه می‌دهد این افراد با این وضعیت در این منطقه تردد داشته باشند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سئوال می‌کنند چرا حزب‌الله حداقل منطقه تحت کنترل خودش را درست نمی‌کند؟ شهید مغنیه در این خصوص می‌گفت: «تصوری که شما از این خانم‎ها دارید اشتباه است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این خانم‌های بی‌حجابی که شما می‌بینید اکثریت قریب به اتفاقشان نماز می‌خوانند، قرآن می‌خوانند، روزه می‌گیرند و در انتخابات به حزب‌الله رأی می‌دهند، نه به جنبش لائیک امل. حتی بعضی‎ از این خانم‌های بی‎حجاب، نماز شب می‌خوانند. این‎ها فقط حجاب را رعایت نمی‌کنند. ما باید سعی کنیم آن‎ها را جذب کنیم تا بعدا زمینه اصلاحشان فراهم شود.» جالب است کسی که از طرف جهان غرب به‎عنوان «تروریست» معرفی می‌شود، این‎قدر دیدگاه‎های بازی داشت.... </description>
<pubDate>Thu, 12 Jan 2012 18:54:51 GMT</pubDate>
<dc:creator>forsatedidar</dc:creator>
<guid>http://forsatedidar.blogfa.com/post-203.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روضه حاج سعید</title>
<link>http://forsatedidar.blogfa.com/post-202.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;می گفت تا حالا کربلا نرفتم شاید هم اصلا تا آخر عمر نروم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفتم یعنی چیه مگر می شود کربلا نرفت. مومن بدون کربلا .............&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفت آخه تو که مثل من نیستی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;..........................................&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ایدا ببین نکه من نخواهم بیام اسکی ولی می دونی به هوای سرد حساسیت دارم باید مراقب باشم پارسال یادته که چه جوری سرما خوردم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفت هانی نمیشه الا و بلا باید بیایی بدون تو اصلا خوش نمی گذره جمعه صبح ساعت 6 می یام دنبالت یادت نره &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;.........................................&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نمی دونم نماز را باید قبل از بیدار شدن همه بخونم بعدش هم با کیسه آب گرم خودم را سرخ کنم که ایدا بی خیال اسکی رفتن بشه &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;.......................................&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ساعت نزدیک 7 صبح است که عرفان اومد دنبال باید سریع بریم که به روضه برسیم حاج سعید روضه اش یه چیز دیگر است  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Dec 2011 00:04:27 GMT</pubDate>
<dc:creator>forsatedidar</dc:creator>
<guid>http://forsatedidar.blogfa.com/post-202.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://forsatedidar.blogfa.com/post-201.aspx</link>
<description>&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center; MARGIN-TOP: 4px; MARGIN-BOTTOM: 10px&quot; class=title&gt;
&lt;H1 style=&quot;PADDING-BOTTOM: 0px; MARGIN: 0px; PADDING-LEFT: 0px; PADDING-RIGHT: 0px; PADDING-TOP: 0px&quot; class=title&gt;&lt;A href=&quot;/fa/news/84782/عکستنبیه-و-بخشش-خرس-قطبی&quot;&gt;عکس/تنبیه و بخشش خرس قطبی &lt;/A&gt;&lt;/H1&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 20px&quot; class=subtitle&gt;این صحنه بسیار زیبا در باغ وحش دانمارک اتفاق افتاده است که در مقابل پرخاش خرس مادر بچه خرس با نوازش پاسخ مادر را می دهد.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; PADDING-BOTTOM: 10px; PADDING-LEFT: 10px; PADDING-RIGHT: 10px; PADDING-TOP: 10px&quot; class=body align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/9/23/117275_185.jpg&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; PADDING-BOTTOM: 10px; PADDING-LEFT: 10px; PADDING-RIGHT: 10px; PADDING-TOP: 10px&quot; class=body align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; PADDING-BOTTOM: 10px; PADDING-LEFT: 10px; PADDING-RIGHT: 10px; PADDING-TOP: 10px&quot; class=body align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; PADDING-BOTTOM: 10px; PADDING-LEFT: 10px; PADDING-RIGHT: 10px; PADDING-TOP: 10px&quot; class=body align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/9/23/117276_516.jpg&quot;&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/9/23/117276_516.jpg&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Dec 2011 23:28:28 GMT</pubDate>
<dc:creator>forsatedidar</dc:creator>
<guid>http://forsatedidar.blogfa.com/post-201.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه یک جوان</title>
<link>http://forsatedidar.blogfa.com/post-200.aspx</link>
<description>&lt;DIV dir=ltr&gt;
&lt;TABLE border=0 cellSpacing=0 cellPadding=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=right&gt;- نامه جوان:&lt;BR&gt;« محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی جناب آقای طباطبایی سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. جوانی هستم 22 ساله، که تنها ممکن است شما باشید که به این سوال من پاسخ گویید. در محیط و شرایطی زندگی می کنم که هوای نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسیر خود ساخته اند و سبب باز ماندن من از حرکت به سوی الله شده اند. درخواستی که از شما دارم این است که بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟ لطفاً نصیحت نمی خواهم، بلکه دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم. 23/10/1355 داود نور محمدی- توصیه علامه به جوان « السلام علیکم برای موفق شدن و رسیدن به منظوری که در نامه مرقوم داشته اید، لازم است همتی برآورده و توبه ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید. به این نحو که هر روز که هنگام صبح از خواب بیدار می شوید، قصد جدی کنید که در هر عملی که پیش می آید رضای خدا را مراعات خواهم نمود، آن وقت در سر هر کاری که می خواهید انجام دهید نفع آخرت را منظور خواهید داشت به طوری که اگر نفع اخروی نبود، انجام نخواهید داد و وقت خواب چهار پنج دقیقه در کارهایی که روز انجام داده اید فکر کرده و یکی یکی از نظر خواهید گذرانید. هر کدام مطابق رضای خدای انجام یافته شکر بکنید و هر کدام تخلف شده استغفار. این رویه را هر روز ادامه دهید. این روش گرچه در ابتدا سخت است و در ذائقه نفس تلخ، ولی کلید نجات و رستگاری است و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبّحات ( حدید ـ حشر ـ صف ـ جمعه و تغابن ) را بخوانید و اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید و پس از 20 روز، حالات خود را برای بنده بنویسید. ان شاء الله موفق خواهید بود. والسلام علیکم محمد حسین طباطبایی. »&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=right&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=right&gt;علامه می فرماید:« تخم سعادت، مراقبت است. مراقبت یعنی کشیک نفس کشیدن. یعنی حریم دل را پاسبانی کردن. یعنی سر را از تصرفات شیطانی حفظ داشتن. پاسبان حرم دل بودن. این تخم سعادت را باید در مزرعه دل کاشت و بعد به اعمال صالحه و آداب و دستورات قرآنی ، این نهال سعادت را پروراند. »&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;UL dir=rtl&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=right&gt;واحد فاصله «متر» نیست، «اشتیاق» است. اگر مشتاقش باشی حتی يک قدم هم فاصله ای دور است&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=right&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI&gt;
&lt;DIV align=right&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Oct 2011 18:44:41 GMT</pubDate>
<dc:creator>forsatedidar</dc:creator>
<guid>http://forsatedidar.blogfa.com/post-200.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ویژگی های شهر من</title>
<link>http://forsatedidar.blogfa.com/post-199.aspx</link>
<description>اخیرً اعلام شد که تهران یکی از ده شهر نامطلوب جهان برای سکونت شناخته شد. اما&lt;BR&gt;تهران جذابیت های منحصر بفردی هم دارد که در هیچ جای دنیا نظیر ندارد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1. تهران تنها شهری است که در اون می تونی وسط خیابان نماز بخونی، وسط پارک&lt;BR&gt;  شام بخوری، در رستوران به دیدن مانکن های لباس بری، در تاکسی نظرات سیاسی ات را&lt;BR&gt;  بگی، در کوه برقصی و در اتوبوس و تاکسی با دختران بی حیا هر غلطی بکنی اما برای&lt;BR&gt;  یک ازدواج سنتی و دینی انگ بی دینی بهت میزنن و برای دختر دادن بهت احضار روح&lt;BR&gt;  میکنن!!!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;   2. تهران تنها شهر دنیاست که در اون همیشه همه چراغ ها قرمزه، اما هر کس&lt;BR&gt;  دوست داشت ازش عبور می کنه. 
&lt;DIV dir=rtl&gt;3. تهران شهری است که لباس پوشیدن توی اون . . . &lt;BR&gt;4.  تهران تنها شهری در دنیاست که همه صحنه های فیلمهای بزن بزن را در خیابان&lt;BR&gt;  های شهر می تونی ببینی، اما تماشای این فیلمها در سینما ممنوعه!&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;5. تهران تنها شهری است که در شمال شهر مردم در سال 2005 میلادی زندگی می&lt;BR&gt;  کنن اما در جنوبش در سال 70 هجری قمری&lt;BR&gt;  6. تهران تنها شهری است که ...&lt;BR&gt;7. تهران تنها شهری است که وقتی جوانی وام ازدواج میگیره و 2 ماه قسطش عقب&lt;BR&gt;  میافته! به محض اینکه 120 تومن براش کارت به کارت میکنن، میبینه بانک پولشو&lt;BR&gt;  بلوکه کرده و بهش پس نمیده و میگه: این جای بدهی 140 تومنیت!!! 20 تومنش&lt;BR&gt;  میگیریم ازت! و کسیکه بخاطر نداری و فقر از روی اضطرار تکه نانی یا چیزی برای&lt;BR&gt;  خوردن بدزده میبرنش زندان و همنشین قاتل و جانی و دزد و آدم کش می شه و بعد از&lt;BR&gt;  حبس یک جانی تمام عیار معتاد! برون میاد، ولی اگر یک اختلاس بزرگ مثل حضرت آقای&lt;BR&gt;  شهرام.ج(زایری) انجام دادی، میفرستنت اوین و بلایی به سرت میارن! که تو سلول&lt;BR&gt;  انفرادیت!!! علاوه بر ماهواره! و اینترنت پرسرعت! حتی همسرت . . .و بعد از آزادی تولد بچتو جشن می گیری!!! &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;البته اگه اختلاس بشه 3000 میلیارد&lt;BR&gt;  تومن که دیگه مطمئناً عذابت!!! بیشتر می شه...&lt;BR&gt;   8.  تهران تنها شهر دنیاست که بدست مسلمانها اداره میشه ولی تو تبلیغ شرکت&lt;BR&gt;  گاز که صدا و سیمانش! پخش میکنه یه بچه پخمه و خیکی و بی سواد اسمش حسنه! و بچه&lt;BR&gt;  های شهر برای تمسخر بعضی دوستاشون اونها رو جواد! صدا می کنن و تو سریالهاش&lt;BR&gt;  دخترک چادرمند(بر وزن هدفمند یعنی چیزی که وجود نداشته و به لطایف الحیلی می&lt;BR&gt;  خوان اونو جا بندازن!) اسمش میشه ستایش! اما تو خیابون که با اون ریخت و قیافه&lt;BR&gt;  کفاره زا! میگرده اسمش نرگسه!&lt;BR&gt;9. تهران تنها شهر دنیاست که صداو سیمانش شب ها برنامه +ما پخش میکنه که&lt;BR&gt;  مجری محترمش به زور میخواد ثابت کنه زن خونه دار موجود ذلیل و حقیر و بیچاره&lt;BR&gt;  ایست که توسری میخوره و کسی قدرشو نمیدونه و... اما یادش رفته مادر ما فرمود:&lt;BR&gt;  خوشحالم که رسول الله(ص) کار مربوط به خانه را به من و کار بیرون خانه را به&lt;BR&gt;  علی(ع) سپرد و سروکار من را با مردان نامحرم قرار نداد!&lt;BR&gt;  10. تهران تنها شهر دنیاست که دختر و پسر جوان از همه علایقشون میگذرن و فقط&lt;BR&gt;  با 3میلیون تومن! می خوان جهیزیه بگیرن و ازدواج کنن!!!! دوباره بگم؟ فقط با&lt;BR&gt;  3میلیون تومن هم جهیزیه بگیرن و هم ازدواج کنن!!! اما 3 میلیون ندارن و نمیتونن&lt;BR&gt;  ازدواج کنن! اما بعضی ها از مال حلال و طیبشون ماشینهای 300 میلیونی سوار میشن&lt;BR&gt;  و بعضی ها هم 160 هزار تومن برای یک وعده غذا و 400 هزار تومن برای خوردن یک&lt;BR&gt;  دسر روکش طلایی خرج می کنن و یادشون رفته تو مکتب خمینی خوردن و پوشیدن حلالی&lt;BR&gt;  که در کنارت یکی بخاطر نون شب داره میمیره، حرومه ه ه ه ه !!!&lt;BR&gt;  11. تهران تنها شهر دنیاست که کسی تاریخ نمیخونه، اگرم میخونه با بستن کتاب،&lt;BR&gt;  آلزایمر سراغش میاد و فراموشش میشه که فقط یک نفر شتر صالح(ع) رو کشت ولی&lt;BR&gt;  خدا همه قوم صالح(ع) رو عذاب کرد، تو قرآن هم خدا میگه همه قوم ثمود شتر رو&lt;BR&gt;  کشتن و من هم همشون رو عذاب کردم دلیل اینکه چرا وقتی یک نفر شتر رو کشت همه رو&lt;BR&gt;  عذاب کرد رو اینطور فرمود: «اگر از کار اون ینفر نارحت بودید چرا اعتراض&lt;BR&gt;  نکردید؟ چرا دستشو نگرفتید که شتری رو که معجزه پیامبرتون بود نکشه؟» شایدم کسی&lt;BR&gt;  آلزایمر نداره، ممکنه بگن: صالح(ع) چند صد سال پیش بوده؟! به الآن ما چیکار&lt;BR&gt;  داره؟ حالا خنده بازار پخش می کنن و صداوسیمانی!ها خودشونو به مسخره می گیرن به&lt;BR&gt;  ما چه؟ بعدشم که جمعه ایرانی آیت الله ج.آ رو مسخره می کنه بازم کامنت میزارن&lt;BR&gt;  که: «سلام حرکت زشتی است ... و باید گفت نهایت آزادی در صداوسیما وجود دارد و&lt;BR&gt;  این دقیقا مصداق آزادی بدون حد و مرز است که حضرت ماه نیز فرموده بودند: در&lt;BR&gt;  دنیا هیچ کجا یک همچین آزادی ای به مطبوعات داده نمی شود یا حق» و با این&lt;BR&gt;  بیانات خیلی ساده از کنار غم تمسخر مراجع و علماء میگذریم!!!&lt;BR&gt;  12.  تهران تنها شهر دنیاست که گشت ارشادش برای اون پسر بدون ریش و اون دختر&lt;BR&gt;  بدون چادره! اما همون مأمورهایی که اعمال قانون! میکنن می تونن با هم گپ و گفت&lt;BR&gt;  و بگو بخند اساسی داشته باشن و اصلاً هم نگران نباشن چون بالاخره اونها هم ریش&lt;BR&gt;  دارن و هم چادر! هرچند تو ملأ عام هزار رفتار زننده داشته باشن! و اگر کسی با&lt;BR&gt;  مانتوی تنگ موش بیرون باشه این حرام است! ولی اگر چادر سرش بود و موهای مش شدشو&lt;BR&gt;  انداخت بیرون و کلی آرایش کرد، فقط چون چادر داره این ثواب! هم داره...&lt;BR&gt;  13.  تهران تنها شهر دنیاست که بی حجاب اگه تو خیابون بیاد تابلو میندازن&lt;BR&gt;  گردنش و از زوایای مختلف ازش عکس میگیرن مثل جانی ها! ولی همین بی حجاب وقتی&lt;BR&gt;  میره اونور آب و کشف حجاب می کنه و بر میگرده یه نفر بهش نمیگه خرت به چند من!&lt;BR&gt;  بازم میاد تو رسانه ملی! فیلم و سریال بازی می کنه ...&lt;BR&gt;  14.  تهران تنها شهر دنیاست که کسی به زنان خیابانی کاری نداره! کسی به پدران&lt;BR&gt;  و همسران این زنان کثیف کاری نداره که ذره ای غیرت ندارن و پیامبر(ص) اونها&lt;BR&gt;  رو &quot;دیوث&quot; خطاب میکنه! اما جوونی که بخاطر شهوت غریزی ای که همین زنها و&lt;BR&gt;  صداوسیمان! و الطاف نسل گذشته در بالا بردن سن ازدواج و اشرافی کردن ازدواج،&lt;BR&gt;  گرفتارش شده و جلوی این زنها ترمز میزنه! ماشینش توقیف میشه و روی ماشینش تابلو&lt;BR&gt;  میزارن که «این ماشین یک جوان پست و رذل مزاحم نوامیس مردمه!». کسانیکه که&lt;BR&gt;  ریختن تو اون باغ خمینی شهر و اون غلط ها رو کردن، محکوم به اعدام شدن ولی&lt;BR&gt;  کسانیکه اون جشن رو برای خودشون ترتیب داده بودن و زن و مرد نامحرم تو باغ در&lt;BR&gt;  حال ... بودن کسی کاریشون نداره! همه غصه ها از اینه که چرا یکی از بیرون&lt;BR&gt;  اومده؟ وگرنه اگه همین ها که خودشون رفته بودن هر غلطی می کردن ایرادی نداشت!&lt;BR&gt;  15.  تهران تنها شهر دنیاست که صداوسیمانش! یک هفته بعد از هفته دفاع مقدس!&lt;BR&gt;  برنامه یادبود حماسه 3خرداد! پخش میکنه و بجای رسانه ملی، شده رسانه پوشک کودک&lt;BR&gt;  و بزرگسال! و تبلیغات بانک! که قبل از رسانه ملی! حتی اعیاد رو هم تبریک میگن!&lt;BR&gt;  بعد میریزن تو خونه ملت و ماهواره هاشون رو جمع میکنن! یادشون رفته وقتی به&lt;BR&gt;  آوینیِ شهید گفتن: ماهواره اومده و کلی کانال داره و... با ذوق عجیبی گفته بود:&lt;BR&gt;  خدارو شکر که میتونیم از این به بعد صدای انقلاب و مظلومیت شیعه رو به کمک این&lt;BR&gt;  تکنولوژی عظیم به گوش همه جهان برسونیم! هیهات! هیهات! هیهات! که دشمن ده ها&lt;BR&gt;  سریال و صدها فیلم با یک هدف داره تولید و منتشر می کنه که تنها هدف و&lt;BR&gt;  مأموریتشون فعلاً زدن ریشه خانوادست! و ما نه تنها تولیدی برای مقابله با اونها&lt;BR&gt;  نداریم! فقط دلخوشیمون برنامه راز و تحلیلهای دکتر عباسیه که از 1000نفر 4نفرم&lt;BR&gt;  نمیشینن به جای لاست و 24، تحلیلهای این اساتید رو گوش بدن!... البته ما هم&lt;BR&gt;  رسانه تبلیغاتی داریم، اونها هالیوود دارن، هند بالیوود داره، ما هم خالیوود!!!&lt;BR&gt;  داریم...&lt;BR&gt;16.  تهران تنها شهر دنیاست که فتنه گرهایی که همه قتل های 88 به گردنشونه&lt;BR&gt;  آزادن و اون حضرت آقایی که 180 قتل تو پرونده مدیریتیشه! تو رادیوهای ارزشی&lt;BR&gt;  تفسیر نهج البلاغه می کنه! ولی قاتل روح الله داداشی خیلی سریع اعدام میشه!&lt;BR&gt;17.  تهران تنها شهر دنیاست که شرب خمر تو خونه جرم داره ولی باغ های شهران&lt;BR&gt;  که هرشب تا نیمه شب بزن برقص مختلط با سرو شراب و خواننده زن دارن حتی حضرات&lt;BR&gt;  خدوم نیروی انتظامی علی رغم شکایت مردم محل، نیاز نمی بینن یک عدد پلمپ ناقابل&lt;BR&gt;  رو در این باغ ها بزنن...&lt;BR&gt;  18.  تهران تنها شهر دنیاست که چند ساله صداوسیمان! ماه رمضوناش داره از جن و&lt;BR&gt;  روح و ... فیلم و سریال میسازه و به خورد مردم روزه دار میده و طوری نشون میده&lt;BR&gt;  که شیطون بر همه زندگی مردم تسلط داره و میتونه زندگیها رو از هم بپاشه! و مردم&lt;BR&gt;  بیچاره از ترسشون بعضی به دامن دکترها پناه می برن، بعضی به دامن روحانیون و&lt;BR&gt;  بعضی هم تو دام رمال ها میافتن! ولی حالا که مشاءالشیطان، جن گیر استخدام می&lt;BR&gt;  کنه همه میگن جیز و اخه! ولی من جوون نمی دونم چرا احضار روح و جن گیری برای&lt;BR&gt;  اون بده ولی برای صداوسیمان بد نیست!&lt;BR&gt;  19.   تهران تنها شهر دنیاست که وقتی از توهین به علماء و کمپین توهین به امام&lt;BR&gt;  هادی(ع) مطلب میزارم و برای 700 نفر پیامک می کنم، کلاً 2-3 نفر!!! جواب&lt;BR&gt;  میدن که البته از دونفر دوست عزیزی که برای این مسأله تشکیل کمپین اهانت به&lt;BR&gt;  امام هادی(ع) در فیس بوک ابراز ناراحتی کردن، بعد از یک هفته آیدی فیس&lt;BR&gt;  بوکشون پر از دختران اد شده ای بود که به قول شریفشون برای پوشش ازشون استفاده&lt;BR&gt;  کرده بودن!!! و من نمی خوام بگم این دو دوست عزیز مذهبی من متأهل هستن!!! و&lt;BR&gt;  بقیه جز کار کردن و کار کردن و کار کردن و پول درآوردن و پول درآوردن و پول&lt;BR&gt;  درآوردن و خرج کردن و خرج کردن و خرج کردن هیچ غصه ای ندارن! کجایی حبیب که&lt;BR&gt;  ببینی ما با اینهمه صدا، طبل توخالی هستیم که هیچ غصه ای نداریم جز شکم و شهوت!&lt;BR&gt;  کجایی ببینی که ...&lt;BR&gt;  20.   تهران تنها شهر دنیاست که رهبرش 10سال پیش گفته: « با این امر حیاتی-&lt;BR&gt;  مبارزه با مفاسد اقتصادی- نباید به گونه شعاری و تبلیغاتی رفتار شود... هیچكس و&lt;BR&gt;  هیچ نهاد و دستگاهی نباید استثناء شود... با فساد در هر جا و هر مسند باید&lt;BR&gt;  برخورد یكسان صورت پذیرد... به جای پرداختن به ام الفسادها به سراغ خطاهای كوچك&lt;BR&gt;  نروند... كار مبارزه با فساد چه در دولت و چه در قوه قضائیه به افراد مطمئن&lt;BR&gt;  سپرده شود... دستی كه می خواهد با فساد مقابله كند، خود باید پاك باشد... به&lt;BR&gt;  هیاهوی كسانی كه از مبارزه با فساد اقتصادی متضرر می شوند و نعره مخالفت بلند&lt;BR&gt;  می كنند توجه نشود... و بالاخره... تسامح در مبارزه با فساد، همدستی با مفسدان&lt;BR&gt;  است... » مردم هم همینو میگن و مطالبه می کنن! ولی بزدلهایی که بین رهبر و&lt;BR&gt;  مردم حجاب شدن میترسن رو خودشون نظارت بشه! دوستانشون هم میترسن با فساد&lt;BR&gt;  اقتصادی مبارزه کنن! آخه منم جای اونا بودم راضی نمی شدم شیر نفتی که سر سفره&lt;BR&gt;  زن و بچم باز کردم به دست خودم بسته بشه!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آره! تهران همون شهریه که توش همه آزادن بجز بچه حزب اللهی ها!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یادت بخیر *آسید مرتضی* ...&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Oct 2011 17:36:19 GMT</pubDate>
<dc:creator>forsatedidar</dc:creator>
<guid>http://forsatedidar.blogfa.com/post-199.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اداره کل کتاب وزارت ارشاد : مظلوم مقتدر 2</title>
<link>http://forsatedidar.blogfa.com/post-198.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;1-   حدود ساعت 3بود که به یکی از دوستان نویسنده تماس گرفتم و گفتم حضرت استاد تشریف نمی اوربد سرقرار پنج شنبه ها که در جواب گفت در حال خواندن یک کتاب سخت است و از قرار امروز متواری است برای همین پیشنهاد داد صحبت های برادر عزیزمان سید مهدی شجایی را در خبرگزاری مهر بخوانم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-   از آنجا که همه نوشته های سید مهدی عزیز را خوانده ام و عاشقش شده ام با دقت مطالبش را که در ارتباط با ممیزی بود را مطالعه کردم با خودم گفتم چقدر بیرون گود نشستن و خود را دیدن آسان است استاد شجایی در سخنرانی خود گفته بود ارشاد به من گفته تمام کلمه های شراب را باید از کتاب خود حذف کنی و به جای آن از واژه نوشیدنی استفاده کنی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-   داشتم این موضوع را با خودم مرور می کردم که یاد یکی دیگر از نویسنده ها افتادم که میگفت اگر شخصیت منفی داستان فحش ندهد و مشروب نخورد و .... باید اهل نماز شب باشد ....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4-   نویسنده دیگری را می شناسم که برای معرفی شخصیت منفی داستان درصد و برند مشروب مصرفی شخصیت منفی داستان را هم ذکر می کرد حتی شخصیت منفی در داستان زنا هم می کرد و نویسنده با تخیل قوی خود ریز اوضاع را شرح می دهد مثلا ترسیم بدن زن و چگونگی آن &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5-   آنچه یقینا مقصود قانون گزار بوده است عدم ترویج مشروب و شراب خواری و اشاعه فحشا در داستان است حالا چه شخصیت منفی و چه شخصیت مثبت البته این هنر نویسنده است که بدون ذکر مراودات جنسی منفی بودن شخصیت داستان را ترسیم کند نمی دانم بعضی از نویسنده ها چه تاکیدی دارند که برند مشروب را در داستان ذکر کنند ایا به ذکر کلمه شراب و مشروب نمی توان بسنده کرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6-   و اما کلام آخر استاد شجایی عزیز شما که کتابهایتان هیچ زمانی در ارشاد نمانده است و ما همه می دانیم هرچه خواسته اید نوشته اید و نیز دیگر نویسنده ها هم در مدیریت کنونی اداره کتاب با گفتگو و برگزاری جلسات متعدد به هدف خود رسیده اند دیگر چه جای این بحث ها است ؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Oct 2011 17:21:24 GMT</pubDate>
<dc:creator>forsatedidar</dc:creator>
<guid>http://forsatedidar.blogfa.com/post-198.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اداره کل کتاب وزارت ارشاد : مظلوم مقتدر</title>
<link>http://forsatedidar.blogfa.com/post-197.aspx</link>
<description>۱- چندی است که موضوع ممیزی در کشور و چگونگی آن دوباره در حال مطرح شدن است چندی پیش با دروغ یکی از ناشران در مورد ممیزی کتاب منظومه خسرو و شیرین به اوج خود رسید که حقیر شاهد این دروغ بزرگ بودم بعد از چند روز دوباره با مصاحبه جواد افهمی مواجه شدیم که بارها از رادیو پخش شد که تعجب حقیر را برانگیخت چون حداقل سه جلسه با ایشان داشته ایم ولی سرتاسر حرفهایش دروغ بود 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲- شاید ممیزی امری غریب باشد و همه فکر کنند با وقوع انقلاب اسلامی پا به عرصه وجود گذاشته است ولی دیروز کتابی را دیدم که اسناد اداره کتاب در سال های ۴۰ الی ۵۷ را مورد بررسی قرار داده بود و نکته جالب این است که ممیزان آن زمان خیلی بیشتر به موضوع اهمیت می دادند به عنوان مثال حتی اگر کتاب شعری می آمد که از لحاظ وزنی دچار سکته بود ممنوع چاپ می شد و یا اگر توهین به اسلام و یا تعریف از کمونیسم و... این دلایل برای غیر مجاز تلقی شدن کتاب کافی بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳- شاید با بررسی کتاب های موجود در بازار که الان به عنوان رمان های عامه پسند معرفی می شوند می توان به هرزه نگاری پی برد خیانت موضوع اصلی این داستان ها می باشد و استفاده از الفاظ رکیک و مستحجن و تشریح مراودات جنسی به طور وفور در این کتاب ها یافت می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴- چندی پیش در اداره کل کتاب منتظر دوستی بودم که با نویسنده ای برخوردکردم که کتابش غیرمجاز شده بود علتش را پرسیدم که گفت من داستان خوبی نوشته ام و... اما وقتی کتابش را دیدم حتی نتوانستم آن را نگاه کنم نمی دانم چرا عنصر حیا در بین روشن فکران ما گم شده است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴- و اما حرف آخر ممیزی امری مقدس است چرا که می تواند جلوی اضلال را بگیرد &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 Sep 2011 17:54:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>forsatedidar</dc:creator>
<guid>http://forsatedidar.blogfa.com/post-197.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>راستی ما کجا هستیم</title>
<link>http://forsatedidar.blogfa.com/post-196.aspx</link>
<description>به تازگی خبری مبنی بر حضور خانم کتایون ریاحی در کشور قحطی زده سومالی بر روی تلکس ها خبری قرار گرفت داشتم عکس های این واقعه را مرور می کردم بهتر است شما هم ببینید&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/7/4/96882_588.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ایا نه این است که مردم سومالی ما را به عنوان ام القرای جهان اسلام می شناسند می توان در عکس کودک خرد سالی را دید که حجابش برتر از زن ایرانی است &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;یاد حرف یکی از دوستان افتادم که می گفتم از بس انقلاب را صادر کردیم دیگه تمام شده و باید دوباره از لبنان و دیگر کشورها وارد کنیم &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1390/7/4/96881_102.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Sep 2011 18:52:38 GMT</pubDate>
<dc:creator>forsatedidar</dc:creator>
<guid>http://forsatedidar.blogfa.com/post-196.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بهشت زهرا</title>
<link>http://forsatedidar.blogfa.com/post-195.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;گفتم هانیه بیا بی خیال شیم امشب نریم بهشت زهرا آخه امشب شب عروسیم است بیا بریم امام زاده صالح اصلا بیا بریم شهدای گمنام شهرک هانیه خندید گفت مگه من شرط برای تو نگذاشتم مگه تو وقتی امدی خواستگاری به تو نگفتم هرجایی گفتم شب عروسی باید بریم تو هم گفتی هر جا بگی می ریم حالا می گم بریم بهشت زهرا گفتم اخه ولی گفت آخه نداره مرد که اول زندگی نمی زنه زیر قولش گفتم چشم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نزدیکای ساعت یک بود که رسیدیم بهشت زهرا مثلا همیشه تاریکیش با آدم حرف می زنه میگه دیر یا زود باید برای همیشه بیای اینجا باید همه چیز را بگزاری و بگزری و بیایی اینجا پیش انها که مانده اند به انتظار &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باهانیه رفتیم سر یه قبر قدیمی متوفی به سال 62 متولد سال 42 محل شهادت ارتفاعات کردستان گفتم صاحب قبر با تو چه نسبتی دارد هانیه گفت بابا و مامانم زندگی شون را همین جا شروع کردن همین جا هم با هم عهد بستن از هم جدا نشن به خاطر همین هم با هم شهید شدن &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اشکاشو پاک کرد و ادامه داد بابا فردا صبحش می ره کردستان تو ارتفاعات با تک عراقی اسیر میشه تا مدتها ازش خبری نبوده تا اینکه مامان می ره دنبالش تو کردستان ردش رو پیدا می کنه می فهمه که همون روز جلوی پای یه عروس تویکی از روستاها سرش رو با حلبی بریده بودند آنقدر گریه می کنه که از حال می ره بعدش هم انقدر می مونه تو منطقه که اخرش با برخورد یه توپ 106 شهید میشه من یادگار بابا و مامانی هستم که تا آخرین قطره خونشون از ما و اسلام و کشورشون دفاع کردند و تا آخرین قطره خونشون پای عشقشون وایسادند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اشکاشو پاک کردم بهم گفت عرفان تو چکار می کنی می ایستی یا مثل کسایی که دو سال پیش پشت به همه کردن می ری گفتم تو هنوز به من شک داری تو می دونی هرچی اقا بگه ما گوش به فرمان هستیم &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 13 Aug 2011 17:52:52 GMT</pubDate>
<dc:creator>forsatedidar</dc:creator>
<guid>http://forsatedidar.blogfa.com/post-195.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آخرین اسیر</title>
<link>http://forsatedidar.blogfa.com/post-194.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;عصر جمعه مثل همیشه موقع دل تنگی هام توی بهشت زهرا راه می رفتم که دیدم یکی داره مثل ابر بهار گریه می کنه نکه تا حالا گریه کردن کسی را توی بهشت زهرا ندیده باشم ولی یه دل تنگی توی گریه هاش بود یه چیزی که از عمق وجود من می سوزوند رفتم پیشش و سلام کردم نگاهی کرد و به درد دل کردن با پسرش ادامه داد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;مردی با موهای سفید و فقط با یک دست ، شکسته و با نگاهی غمگین که خبرهای از سال های جنگ داشت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;گفت : پسرم رو می بینی 23 سالش بود 2 سال پیش توی درگیری های خیابان آزادی روز عاشورا فقط سنگ بارونش کردن  از صورت قشنگش چیزی باقی نموند وقتی پیداش کردم  و صدای هلهله اونها قطع شد و صداها گم شد وقتی آتشی را که برای سوزوندنش روشن کرده بودن را خاموش کردم پاشنه پاش رو داشت روی زمین می کشید و می گفت  العطش قد قتلنی و ثقل الحدید ..... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;سنگها رو از روش کنار زدم گفتم بابایی من رو نکش من تو رو تازه پیدا کردم گقت السلام علیک یا ابا عبدالله &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;یه دفعه فریاد زد و گفت : اخه خدا چرا من ، فقط سه سال پیش پسرم بودم 20 سال عذابم دادی بس نبود 20 سال پیش اون بعثی ها بس نبود آخه این چه امتحانی است نه نوزادیش رو دیدم نه کودکی نه نوجوانی حالا که جوانی اون رو نشونم دادی ازم گرفتیش تازه داشتم به بابا  گفتنش عادت می کردم خدا چرا لبخند اون رو ازم گرفتی خدا این چه امتحانی است /&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;گفتند موضوع امنیتی است نباید براش ختم بگیرید سریع ببرید دفنش کنید براش سوم و هفتم و چهلم هم نگیرید شاید ضد انقلاب بهربرداری کنه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;با صدایی گرفته از کنار او رد شدم یاد همه دوستانی افتادم که توی اون شبها یا چشم هایشان را از دست دادند و یا جان ناقایل خود را  در این راه پر عظمت فدا کردند و برای همیشه گم نام شدند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;شادی همه شهدای فتنه سال ۸۸ صلوات&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 25 Jul 2011 18:18:41 GMT</pubDate>
<dc:creator>forsatedidar</dc:creator>
<guid>http://forsatedidar.blogfa.com/post-194.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

